علیرضا ابراهیمی
۱۳۹۸ جمعه ۲۲ آذر
 
دانلود فایل
بزرگترين مشكلات در راه رسيدن به موفّقيّت


بزرگترين مشكلات در راه رسيدن به موفّقيّت

بهتر است بگوييم بزرگترين دشمنان موفّقيّت و خوشبختي انواعي از احساسات منفي در وجود شما هستند. احساسات منفي، شما را به زمين مي زنند و شما را از پاي درمي آورند و همۀ شادي و لذت زندگي شما را نابود مي كنند. به جرأت مي توان گفت كه احساسات منفي در طول تاريخ، بيشتر از بيماري طاعون به مردم ضرر رسانده اند. اگر مي خواهيد به واقع شاد و موفّق باشيد، يكي از مهمترين اهداف شما اين است كه خود را از شرّ احساسات منفي خلاص كنيد. خوشبختانه اگر چگونگي اين كار را ياد بگيريد، مي توان به آيندۀ شما اميدوار بود! احساسات منفي، ترس، افسوس خوردن، غبطه، حسادت، احساس حقارت و در نهايت خشم، اغلب تحت تأثير چهار عامل خارجي صورت مي گيرند. وقتي اين عوامل را شناسايي و آنها را از انديشۀ خود حذف مي كنيد، احساسات منفي خود به خود متوقّف مي شوند و احساسات مثبت عشق، آرامش، شادي و اشتياق جاي آنها را پر مي كنند و همۀ زندگيتان تغيير مي كند.

اوّلين ريشۀ مشكلات كه سبب احساسات منفي مي شود، توجيه كردن است. تا حدّي خود و ديگران را توجيه كنيد كه حق داريد، وگرنه احساس منفي در شما خواهد ماند و با شما دمخور خواهد شد. اگر عصبانيّت خود را از بين نبريد، پيوسته با شما خواهد ماند. به همين دليل است كه اشخاص عصباني، هميشه مي خواهند با ذكر دليل ثابت كنند كه حق دارند عصباني باشند. براي مثال ممكن است كسي تحت تأثير شرايط بد اقتصادي، بيكار شود. ممكن است شما از تصميم رئيس شركتتان ناراضي باشيد و بعد بخواهيد با ذكر دليل بگوئيد كه رئيستان تصميم منصفانه اي نگرفته است. حتّي ممكن است براي تلافي، عليه او اقدام قانوني كنيد. بهتر است شما در آن هنگام به خود بگوئيد: «بسيارخوب! من بيكار شدم. اين اتّفاقات زياد مي افتد. موضوع شخصي در كار نيست، هميشه كساني هستند كه شغلشان را از دست مي دهند و من فكر مي كنم بهتر است دست بكار شوم و شغل ديگري پيدا كنم»

احساسات منفي تان را از بين ببريد و آرام شويد و با توجّه بيشتري تلاش كنيد تا مجدّداً به بازار كار برگرديد. به محض آنكه توجيه كردن را كنار بگذاريد، به شخص مثبت تر و مؤثرتري تبديل مي شويد.

دوّمين مسبّب احساسات منفي در شما، آوردن «دليل» است. وقتي شما توجيه مي كنيد، مي خواهيد دلايل جامعه پسندي براي يك اقدام ضدّ اجتماعي ارائه دهيد. براي اينكه كارتان را توجيه كنيد، دليل مي آوريد. توضيحي ارائه مي كنيد كه به نظر موجّه مي رسد و اين در حالي است كه مي دانيد در حادثه اي كه اتّفاق افتاده، نقش و سهم داشته ايد. اين توجيه كردن، احساسات منفي را در شما زنده نگه مي دارد. با توجيه كردن و دليل آوردن، هميشه مي خواهيد شخص ديگر يا موقعيّتي را مسبّب مشكل پيش آمده معرّفي كنيد. درواقع شما با اين روش نقش قرباني را پيدا مي كنيد و شخص ديگر يا سازمان ديگري را ظالم و بد معرّفي مي نماييد.

... ادامه مقاله
 
 

موفقيت حاصل فكر بزرگ

لطفا با نظرات ارزشمند خود ما را در بهبود مطالب ، ياري كنيد

امتیازدهی
میانگین امتیازها:0 تعداد کل امتیازها:0
مشاهده نظرات ( 0
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الکترونیکی شما    
توضیحات  
تغییر کد امنیتی  
کد امنیت